شيخ ذبيح الله محلاتى

363

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بيهوده بر خويش روا مداريد زنان خويش را در مضاجعت طريق مشاركت بسپاريد و در اموال يكديگر شريك و سهيم باشيد كه در اين امور شما را عقابى و نكالى نخواهد بود . چون سخن خويش را خاتمه داد مردمى كه در گرد منبر انجمن بودند سر بگريبان در بردند جماعتى كه در شريعت و طرق اثنىعشريه عقيدتى و ثباتى داشته‌اند از ارادت على محمد باب برگشته‌اند و از او بيزارى جسته‌اند و يك‌يك بيرون شده سر خويش گرفته‌اند و طريق مساكن خويش داشته‌اند و جماعتى كه بيدين و بدكيش بودند و مال و ثروت و عيال و عدتى نداشته‌اند از اين سخنان شاد خاطر شده يكباره سر به بىدينى برآوردند و حمل شرايع را از گردن فرونهادند آنگاه حاجى محمد على باتفاق قرة العين راه مازندران پيش گرفته‌اند چون باراضى هزار جريب رسيدند حاجى محمد على اندك‌اندك دل در قرة العين بست قرة العين هم از اين كار امتناعى نداشت عاقبت كار به آنجا كشيد كه اين هر دو تن در يك محمل مىنشسته‌اند و آن ساربانى كه مهار شتر را داشت شعرى چند انشا مىكرد بدين شرح كه اجتماع شمسين و اقتران قمرين است و اين اشعار را بآهنگ حدى تغنى مىكرد و طى مسافت مىنمود و در يكى از قراى هزار جريب باتفاق قرة العين به حمام رفت و با او هم‌بستر شد و طريق مراجعت سپرد مردم هزار جريب چون اين بدانسته‌اند و از عقيدت و كيش ايشان آگهى يافته‌اند جماعتى ساخته‌كار شده و بر ايشان تاختند و اموال و اثقال ايشان را بنهب و غارت بردند بعد از اين واقعه ميان حاجي محمد على و قرة العين جدائى افتاد حاجى محمد على طريق بارفروش گرفت و قرة العين در اراضى مازندران با جمعى از دل‌باختگان خويش ده بده همى عبور مىكردند و در اغواى مردم چندانكه توانسته‌اند همى رنج بردند ملا محمد على بارفروشى كه معروف ( بقدوس ) بود بنا بگفته جناب اعتضاد